از هم جــــــــــــدا نمیشویم
هان کانگ
برندهی جایزهی نوبل ادبیات ۲۰۲۴
ترجمهی محمد کرامالدینی
این کتاب ترجمهی است از:
1. Kang, Han. (2025). We Do Not Part: A Novel. Translated by e. yaewon & Paige Aniyah Morris. New York: Hogarth.
فهرست
پیشگفتار مترجم
بخش نخست. پرنده
۱. بلورها
۲. رشتهها
۳. برف سنگین
۴. پرندهها
۵. آخرین نور
۶. درختها
بخش دوم. شب
۱. از هم جدا نمیشویم
۲. سایهها
۳. باد
۴. آرامش
۵. فرود
۶. دریای ژرف
بخش سوم. شعله
۱. شعله
دربارهی پدیدآورندگان
پیشگفتار مترجم
او نالههای گمشده ترکیب میکند
از رشتههای پارهی صدها صدای دور…
نیما
رمان از هم جدا نمیشویم بر بستری از وقایع تلخ و کمتر شناختهشدهی تاریخ معاصر کُرهی جنوبی استوار است؛ رخدادهایی وحشتناک که سالها در حاشیهی تاریخ رسمی و در سکوتی اجباری باقی مانده بودند. نویسنده با بهرهگیری از نثری شاعرانه و لایهدار تلاش کرده است صدای قربانیان خاموش دهها سال پیش را به گوش مردم امروز جهان برساند، خواننده را در برابر حافظهی زخمی ملتی قرار دهد و اثر زخمهای پنهان تاریخی را بر نسلهای پی در پی موشکافی کند.
در بهار سال ۱۹۴۸، جزیرهی جِجو واقع در جنوب غربی شبه جزیرهی کُره شاهد اعتراضهای گستردهای در برابر تقسیم این شبهجزیره و نفوذ قدرتهای خارجی بهویژه ایالات متحده بود. این اعتراضها به سرعت با واکنش شدید نیروهای دولتی و نظامی روبهرو و سرکوب شد. حدود ۱۰ درصد جمعیت این جزیره، حدود ۳۰ هزار نفر در این سرکوب کشته شدند.
دو سال پس از آن، در آغاز جنگ کُره، موج تازهای از خشونتها سراسر کشور را در بر گرفت. دولت کُرهی جنوبی دست به بازداشت و اعدام گستردهی اعضا و مظنونان «حلقهی بودو» زد. این رویداد نیز، مانند فاجعهی جِجو، دهها سال در حاشیهی روایتهای رسمی و در سکوت باقی ماند.
فضای سیاسی جنگ سرد، نقش پررنگ ایالات متحده در تحولات شبهجزیرهی کُره و ضرورت تبلیغات در هر دو سوی مرز موجب شد این فجایع از حافظهی رسمی حذف یا تحریف شوند، سخن گفتن دربارهی آنها ممنوع شود. بسیاری از قربانیان در گورهای دستهجمعی بینام یا مکانهای ناشناخته دفن شدند و بازماندگان آنان از یافتن حقیقت و اجرای عدالت محروم ماندند.
هان کانگ در این اثر، با ظرافتی ادبی از عناصری طبیعی چون برف، پرندگان، سایه و رؤیا بهره میگیرد تا گذشتهی پنهان و فراموششده و زخمهای ماندگار تاریخی را بازآفرینی و زنده کند. در این اثر، برف همچون پردهای لایهای از فراموشی بر واقعیت میکشد و هنگامی که ذوب میشود، حقایق را آشکار میسازد و تصویری از حافظهی فراموش شدهی تاریخی را زنده و فعال میکند. نویسنده در این اثر به کاوش در عمیقترین لایههای روح انسان هنگام رویارویی با دردها و رنجها میپردازد، مرزهای میان رویا و واقعیت را محو میکند، هنرمندانه و توانمند بر فصلی فراموششده از تاریخ زندگی انسان نور میپاشد، صداهای گمشده در تاریخ را زنده میکند، به گوش میرساند و از فراموشی نجات میدهد. این اثر یادآور خشونتهای تاریخی انسان و در عین حال، سرودی برای دوستیهای پایدار و عمیق میان جانهای شکنندهی انسانهاست.
از هم جدا نمیشویم تنها بازگویی یک تراژدی تاریخی نیست؛ بلکه دعوتی است به رویارویی اخلاقی با گذشته، به احیای یاد و خاطرهی کسانی که به اجبار از تاریخ حذف شدند و به بازاندیشی نقش هنر و ادبیات بهعنوان ابزاری برای مقاومت در برابر فراموشی. نویسنده، همانند اثر پیشین خود اعمال انسانی به خواننده نشان میدهد که روایت هرچند نمیتواند رنجهای گذشته را پاک کند، میتواند حافظهی جمعی را زنده نگه دارد و امکان گفتوگو با تاریخ را فراهم کند.
هان کانگ، نویسندهی برجستهی کُرهای برندهی جایزهی نوبل ادبیات سال ۲۰۲۴ است. او جایگاه خود را در ادبیات جهان تثبیت کرده و در این کتاب نیز با قلم جادویی، زبان شاعرانه و نثر روان و در عین حال پیچیدهی خود روایتی تکاندهنده از سرگذشت انسان را به تصویر کشیده که کمتر در واژهها میگنجد.
پس از اعلام جایزهی ادبیات نوبل به هان کانگ، شروع به تهیه و خواندن آثار او کردم: کتابهای گیاهخوار، کتاب سپید و اعمال انسانی را خواندم. سپس از دوستی که دستی بر آتش ادبیات دارد خواستم که اگر میشناسد یکی از کتابهای جدید او را برایم فراهم کند. او ترجمهی انگلیسی کتابی را که در دست دارید، فرستاد. خواندم. آن را تلخ و شیرین یافتم: داستانی تلخ دربارهی جانِ شیرین انسان در ظرفی ظریف و شاعرانه. خواندن آن برای من فرصتی بود تا به جنبههایی از انسانیت بیندیشم که معمولاً در هیاهوی روزمرگیها پنهان میمانند. به فکرم رسید که آن را به فارسی ترجمه کنم و لذت خواندن آن را با شما نیز به اشتراک بگذارم، با این امید که مقبول افتد و مورد پسند باشد.
از هم جدا نمیشویم، نخست در سال ۲۰۲۱ به زبان کُرهای از چاپ خارج شد و از آن پس به زبانهای دیگری از جمله فرانسوی، سوئدی، هلندی، لهستانی و ایتالیایی هم ترجمه و انتشار یافت، اما ترجمهی انگلیسی آن که از کاروان عقب مانده بود، سرانجام در بهمنماه ۱۴۰۳ تقریباً همزمان در ایالات متحد و انگلستان منتشر شد.
فرایند ترجمهی این کتاب برای من سفری چالشبرانگیز، اما لذتبخش بود. از یک سو، سبک نگارش خاص نویسنده که پُر از جزئیات و نمادپردازیهای پیچیده است، به دقت و تأمل فراوان نیاز داشت و از سوی دیگر، انتقالِ درستِ احساسات و حال و هوای شخصیتها به زبان فارسی چندان آسان نبود. در این مسیر تلاش کردم ضمن وفاداری به متن اصلی، زیبایی و روانی زبان فارسی را نیز حفظ کنم. توازن میان اصالت، روانی و خوانایی متن یکی از دغدغههای اصلیام بود. برای اطمینان از درستی و گویایی ترجمهی انگلیسی، متن این ترجمه را با ترجمهی ایتالیایی کتاب[1] نیز مقابله کردم.
لازم میدانم از همهی کسانی که در این مسیر همراه من بودند، قدردانی و سپاسگزاری کنم؛ به ویژه از دوستان فرهیخته، آقایان هومن عباسپور و رضا نجفی که در این سفر راهنمای من بودند، از همسرم خانم فریده نعمتاللهی و از خواهرزادهام خانم فریده دولتآبادینژاد که متن را پیش از چاپ با دقت خواندند و نظر دادند و به ویژه از دوست دیرینه عطاءالله دانشگر که سنگ تمام گذاشت و اثر را نکته به نکته و واژه به واژه بررسی، اصلاح و ویرایش کرد و همچنین از ناشر محترم که فرصت انتشار این اثر ارزشمند را فراهم آورد، صمیمانه سپاسگزارم.
امیدوارم این کتاب در ساختن پلی برای درک بهتر دیگران و پیوند نقاط مشترک انسانی سودمند باشد.
در ضمن، همهی پانویسهای کتاب از اینجانب است.
محمد کرامالدینی
[1]. Han, Kang. (2024). Non dico addio: Fabula. Traduzione di Lia Iovenitti. Milano: Adelphi Edizioni.

بدون دیدگاه