بگذریم که بعضی‌ها می‌گویند «فرضیه‌ی داروین»، شاید چون فرق «فرضیه» را با «نظریه» نمی‌دانند. اما بیایید نگوییم «نظریه‌ی تکامل داروین»! چون نادرست است. عنوانِ نظریه‌ی تکاملی داروین «انتخاب طبیعی» است. پس باید بگوییم «نظریه‌ی انتخاب طبیعی» که در اصل مشترکاً متعلق به «داروین» و «والاس» است.

عنوان کتاب معروف داروین که برخی از آن با عنوان «منشأ انواع» یا «خاستگاه گونه‌ها» یاد می‌کنند، در اصل این است: « درباره‌ی خاستگاه گونه‌ها از طریق انتخابِ طبیعی، یا بقای نژادهای برگزیده بر اثر تلاش برای زیستن».

داروین در مقدمه‌ی این کتاب مروری مفصل دارد بر افراد و نوشته‌هایی که درباره‌ی تکامل منتشر شده‌اند، از ارسطو تا روزگار خودش. بنابراین، داروین نخستین کسی نیست که از تکامل جانداران سخن می‌گوید بلکه او ساز و کاری برای تغییر و تکامل جانداران ارائه داده است. به علاوه، او نخستین کسی نیست که درباره‌ی تکامل انسان بحث کرده است، پیش از او هم افراد بسیاری در این باره نوشته‌اند. داروین در مقدمه‌ی این کتاب (ترجمه‌ی خودم) از جمله چنین نوشته است:

«… لامارک[1] نخستین کسی بود که نتیجه‌گیری‌هایش درباره‌ی این موضوع توجهات فراوانی برانگیخت. این طبیعی‌دان برجسته در سال ۱۸۰۱ برای نخستین بار دیدگاه‌های خود را منتشر کرد، سپس آن‌ها را در سال ۱۸۰۹ در کتاب «فلسفه‌ی جانوری[2]» گسترش داد و پس از آن در سال ۱۸۱۵ در مقدمه‌ی کتاب «تاریخ طبیعی جانوران بی‌مهره[3]» آن‌ها را بسط داد. او در این آثار از این آموزه دفاع کرده است که همه‌ی گونه‌ها، از جمله انسان، از تغییر گونه‌های دیگر پدید آمده‌اند. او نخستین گام ارزشمند را در جهت جلب توجه همگان به این احتمال برداشت که همه‌ی تغییراتی که در جهان جانداران روی می‌دهند، همانندِ جهانِ بی‌جان، بر اساس قانون رخ می‌دهند….»


[1] Lamarck

[2] Philosophie Zoologique

[3] Hist. Nat. des Animaux sans Vertebres

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *